خداحافظ همين حالا همين حالا كه من تنهام
خداحافظ به شرطي كه بفهمي تر شدن چشمام
خداحافظ كمي غمگين به ياد اون همه ترديد
به ياد اسموني كه منو از چشم تو مي ديد
اگه گفتم خدا حافظ نه اين كه رفتنت سادست
نه اين كه مي شه باور كرد دوباره اخر جادست
خداحافظ واسه اينكه نبندي دل به رويا ها
بدوني بي تو با تو همينه اسم اين دنيا
خدا حافظ .خداحافظ همين حالا. که من تنهام

گفتم بمان بهر خدا ...گفتی خداحافظ
گفتم ببر با خود مرا ... گفتی خداحافظ
گفتم تو از من در مسیر روشن پیوند
آخر چه دیدی از جفا ... گفتی خداحافظ
گفتم نمیخواهی مرا؟! باشد..نخواه..اما
ایکاش میگفتی چرا...گفتی خداحافظ
گفتم برو ! باشد ! خدایارت... به دیدارت
می آیم .. ام کی؟ کجا؟گفتی خداحافظ
ای وای از دلبستگی ... ای داد از عادت...
معتاد خود کردی مرا گفتی خداحافظ

|
+| نوشته شده توسط
مهسا در شنبه
1386/07/14
|